در هوس بال و پرش ...
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای رفتم و دیوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفت که سرمست نه ای رو که از این دست نه ای ر فتم و سر مست شدم در طرب آکنده شدم
گفت که تو کشته نه ای درطرب آغشته نه ای پیش رخ زنده کنش کشته افکنده شدم
گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی جمع نیم شمع نیم دود پراکنده شدم
گفت که با بال و پری من پرو بالت ندهم در هوس بال و پرش بی پر و پر کنده شدم
چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم چونکه زدی بر سر من پست و گدازنده شدم
شکر کند چرخ فلک از ملک و ملک و ملک کز کرم و بخشش او روشن و بخشنده شدم
از توام ای شهر قمر در من و در خود بنگر کز اثر خنده تو گلشن خندنده شدم
