تبليغاتX
عجب صبري خدا دارد.اگر من جاي او بودم ... - بگذار بمانم...

عجب صبري خدا دارد.اگر من جاي او بودم ...

نسيم آتشي دردل مي فروزد و دل مي سوزد تادیگران فقط زيبايي آتش ببینند

بگذار بمانم...

بگذار بمانم.

بگذار بیشتر بمانم.

می دانم. تو هم می دانی . ولی بگذار بمانم. کمی بیشتر. شاید آن گونه شود که بخواهیم.

مبادا چرخ چون قبل نزدیک بچرخد و این محمل شکسته را به دوردستها برد.

دستانم را به سویت باز کرده ام و باز جز خاک زمین را نتوانم دید و سویی افتاده به خاک.

سکوتم را فریادی است که سیلاب جبین آن را شکسته و جسارتش را گرفته است.ناگفته ها دارم و تو خود می دانی که باز چه می خواهم و چه می گویم.

اشتیاقت و نگاه مهربانت اطمینان همیشه با من بودنت را بر این دل نشاند و بدین سان گستاخی دل آغاز شد که نگاهت را نادیده گرفت و آن شد که نشاید.

حال حرفی نیست و کلامی نشاید گفت و فقط نگاهی .

تو خود آن کن که می دانی  که جز تو را این سرکش نبیند و نخواهد.

و باز آمدم.

بگذار بمانم

کمی بیشتر

...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 23:43  توسط مسافر  |